اي علي! و اينک ببين مسلمانان را در ذمه يهود
«در روز عيد فصح در شهر(Valisob)واقع در شوروي کودک ده سالهاي
ناپديد گشت و پس از يک هفته جست و جو،جسد بي جانش را در يکي از
لجنزارهاي خارج شهر يافتند،و با آن که آثار فرو بردن ميخ و سوزن بر آن نمايان
بود؛ولي قطرهاي خون بر لباسهايش وجود نداشت و چنانچه بعدا معلوم شد،
جسد را بعد از قتل شسته بودند».
خانمي که تازه يهودي شده و در اين قضيه متهم بودند،در اعترافات خود
چنين اظهار داشتند:
ما از طرف يهود مأمور شديم که اين کودک مسيحي را ربوده و در ساعت
معيني در منزل يکي از آنها حاضر کنيم.
هنگامي که ما با اين کودک وارد منزل شديم،ديديم همه دور ميزي نشسته و
منتظر ما هستند.طفل را روي ميز گذاشته و با قدري شکلات،بيسکويت و
شيريني سر او را گرم کردند.کودک بيچاره همين که مشغول خوردن شد،يکي از
آنها ميخ تيز و درازي را در رانش فرو برد.
صداي دل خراش کودک به گريه بلند شده،هراسان به يکي از آنها پناه برد،او
هم نامردي نکرد و با سوزن درازي که در دست داشت کمرش را مجروح کرد،
طفل با فريادي به سومي پناه برد،او هم سينهاش را سوراخ کرد و خلاصه آن قدر
ميخ و سوزن به تنش فرو کردند،که همانجا،جان سپرد.
سپس خونهايش را در شيشه کرده و به خاخام بزرگ تسليم کردند.
ازيکي از يهوديان در باز جويي ها پرسيده شد:
- در مراسم مذهبي شما در چه چيزي از خون استفاده ميشود؟
- در«خمير نان عيد».
- آيا همه يهود بايد از اين نان استفاده کنند؟
- نه،ولي چنين ناني حتما بايد نزد خاخام بزرگ موجود باشد.
ما در نظر داريم قسمتي از پروتکل هاي يهود رابه صورت خلاصه در اين شماره و شماره هاي آتي ذکر کنيم:
1-«پروتکل هاي يهود» تصميمات و فرمولهايي است که از سوي جمعي از متفکران،
استراتژيستها و خاخامهاي يهودي به منظور تسخير عالم طراحي شده است.
به نوشته محقق برجسته و مبارز فلسطيني،عويج نويهض،«پروتکلها،
برنامهاي است که سرمايه داران و اقتصاددانان[و متفکران و علماي]يهود براي
ويران کردن بناي مسيحيت،قلمرو پاپ و دست آخر اسلام،آن را تنظيم
کردهاند.يهوديان صهيونيست معتقدند که بعد از اين ويراني که به گفته اصحاب
پروتکلها طي صد سال انجام خواهد شد،آنها بر جهان استيلا خواهند يافت».
2-متن پروتکلها به منظور قرائت در چند جلسه کنفرانس براي بحث و
تصميمگيري و تاييد نهايي،آماده شده بود که پليس مخفي تزار روس به کنفرانس
مزبور که به رياست تئودر هرتزل در شهر بال روسيه برگزار شده بود(سال 1897
ميلادي)هجوم آورد و اوراق آنها را به تاراج برد.
3-هنري فورد(بنيانگذار شرکت اتومبيل سازي فورد آمريکا)پروتکلها را
در سال 1920م. به صورت سلسله مقالاتي در روزنامهاي که به خود او تعلق
داشت،به چاپ رساند.هدف او اين بود که ملت آمريکا را از خطر شکلگيري
امپراتوري يهود در اين کشور آگاه سازد.فورد،پروتکلهاي دانشوران صهيون را
برنامه اصلي يهود براي تسلط بر جهان ميدانست و هشدار داد که يهود به
حکومت آمريکا اکتفا نکرده و در صدد برپايي حکومت جهاني است.
هنري فورد در گفتوگويي که در روز هفدهم فوريه 1921 م در«نيويورک
ورلد»به چاپ رسيد،دعوي خود را عليه«پروتکلهاي صهيون»چنين بيان کرد:
«تنها نکتهاي که علاقهمندم درباره پروتکلها بگويم اين است که:آنها با آنچه در
حال وقوع است،تطبيق ميکنند.از طرح پروتکلها شانزده سال ميگذرد و آنها
تاکنون با شرايط جهاني منطبق بودهاند».
فورد،هنگامي اين نکته را بيان داشت که رهبران يهود و مطبوعات يهودي در
آمريکا عليه او جنجال به پا کرده و فرياد اعتراض سر داده بودند.هنري فورد
پس از تحمل فشار و مشقت،که تنها يهوديت سازمان يافته از عهده طراحي و
اعمال آن بر ميآيد،بالاخره ناچار شد در سيام ژوئن سال 1927 م در نامهاي
خطاب به«لوييس مارشال»،رهبر وقت«انجمن يهوديان آمريکا»،رسما از يهود
عذر خواهي کند.
4-مفاد بعضي از مواد پروتکلها ظاهرا متناقض به نظر ميرسند.در اين مورد بايد
توجه داشت که دستور العملها به دو دسته تقسيم ميشوند.يک دسته
مربوط به طرحها و برنامههايي است که يهود،قبل از برپايي حکومت جهاني
خود براي نابودي کشورها و دولتها به اجرا در ميآورد و دسته ديگر مربوط به
برنامههايي است که بعد از استقرار حکومت جهاني يهود،قرار است به اجرا در
آيند.مثلاآن جا که سخن از ترويج«آزادي خواهي»و يا«آزادي مطبوعات»
است،مربوط به برنامهاي است که از رهگذر آن،کشورها،دولت ها و ملتها را
دچار ترس و از هم پاشيدگي ميکند؛اما آنجا که سخن از مبارزه با«آزادي»
است،مربوط به زماني است که حکومت جهاني يهود بر پا شده و براي استقرار
و صلابت خود،هرگونه صداي مخالفي را خفه ميکند.
5-البته نميتوان نتيجه گرفت که آحاد يهوديان دنيا با آنچه در پروتکلها ذکر شده
است،موافقت و همسويي دارند.
گزيده اي ازپروتکل هاي 1و2:
-اين جا ميخواهم بگويم که طبق قانون طبيعت،«حق»؛يعني،اعمال زور و فشار.
آزادي سياسي تنها يک نظريه است نه يک واقعيت.لذا آدمي بايد بداند که
چگونه از واژه آزادي سياسي براي فريب تودهها استفاده کند و سپس آن را براي
درهم شکستن قدرت حزب حاکم به کار گيرد.
-ميان سياست و اخلاق،هيچ گونه وجه اشتراکي نيست.
فرمانروايي که متکيبه اخلاق باشد،نميتواند سياستمداري کار کشته و ماهر از آب درآيد و نتيجتا
پايههاي قدرت سياسي او متزلزل خواهد گشت.آنهايي که ميخواهند گام در
وادي سياست بگذارند،بايد هم نيرنگ باز باشند و هم بتوانند ديگران را متقاعد
کنند.
-حق،يعني زور!در نظام سياسي ما حق اين چنين تعبيرميشود:هر آنچه را که ميخواهم به من بده؛زيرا من از تو قويترم.نيازي نيستکه ثابت کنم حق از آن کيست.
-ما ستمگريم!مناسبترين نوع حکومت براي يک کشور،حکومتي است که در آن
قدرت به يک نفر تفويض بشود.بدون وجود يک حکومت مطلقه مستبد،تمدن
نميتواند به حيات خود ادامه دهد و اين تمدن تنها به وسيله رهبران و نخبهها
بارور ميشود و نه به وسيله تودههاي ناآگاه.تودهاي از مردم وحشي هستند و
وحش خود را در هر موقعيتي نشان ميدهند.
-اعتياد به الکل و افراط در نوشيدن نوشابههاي سکرآور،مشکلي است که
پس از اعطاي آزادي در ميان غير يهوديها رواج پيدا ميکند.بر ما يهوديها
لازم است که در چنين مسيري گام بر نداريم.مردم غير يهودي از همان آغاز
جواني به وسيله عوامل ما بي بند و بار و بدون اخلاق بار ميآيند.
-اگر به تاريخ گذشته نگاهي بيفکنيم،در مييابيم که ما نخستين قومي بوديم
که نداي آزادي،برابري و برادري را سر داديم(!) اين کلمات بعدها به وسيله مردم
غير يهودي،احمقانه و طوطيوار تکرار شدند و ناآگاهانه خود را گرفتار ساختند
ما بايد از عوامل خودمان که ناآگاهانه پرچم ما را با شور و شوق
فراوان برافراشتهاند،سپاسگزار باشيم.
-حقوقي به نام بين الملل وضع خواهيم کرد که جايگزين حقوق ملي
کشورها شده و ناظر بر روابط بين ملل باشد،همان گونه که قوانين حقوقي يک
کشور،بر روابط افراد آن کشور نظارت دارد.
-غير يهوديها خود را با اصولي که ما بهنام علم(تئوري)به آنها ديکته کردهايم،سرگرم مي کنند.با توجه به اين هدف ما بهياري مطبوعات(رسانههاي گروهي)،اعتماد غير يهوديها را به صحت اينتئوريها جلب ميکنيم.
-فکر نکنيد آنچه که در بالا گفته شد تنها يک حرف است.دقت کنيد که ما
چگونه موفق شديم داروينيسم،مارکسيسم و نيچهايسم را بال و پر بدهيم.
يهوديان بايد به سادگي به اهميت نقش ويرانگر نظريههاي بالا،روي ذهن و
انديشه غير يهود پي ببرند.
-ما علاوه بر مطبوعات،طلا را هم در اختيارداريم!ولي بايد يادآور شد که ما اين دو عامل را،با از خود گذشتگي فراوان و از
ميان اقيانوسي از خون و اشک به دست آوردهايم و براي دستيابي به آنها
قربانيان فراواني دادهايم،البته هر قربانياي که ما ميدهيم،از نظر خداوند با هزار
قرباني غير يهودي برابر است.
تحفه اي به نام تحريم
1- «ما و ملت هاي مظلوم دنيا مفتخريم که رسانه هاي گروهي و دستگاه هاي تبليغاتي جهاني، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنايت و خيانتي که ابر قدرت هاي جنايت کار دستور مي دهند متهم
مي کنند . کدام افتخار بالاتر و والاتر از اين که آمريکا با همه ادعاهايش...وآن همه دولت هاي سرسپرده اش و به دست داشتن ثروتهاي بي پايانِ ملت هاي مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه هاي گروهي در مقابل ملت غيور ايران و کشور حضرت بقيه الله ارواحنا لمقدمه فداء آن چنان وامانده و رسوا شده است که نمي داند به که متوسل شود و رو به هر کس مي کند جواب رد
مي شنوند و اين نيست جز به مددهاي غيبي حضرت باري تعالي جلت عظمته»
(وصيت نامه امام، مقدمه )
2- در عصر گسترش فزاينده ارتباطات متقابل ميان دولت ها و سازمانهاي غير دولتي به خصوص از لحاظ تجاري- اقتصادي، تجميع تمام دولت هاي دنيا براي تحريم اقتصادي يک کشور ، هر چند کوچک و ضعيف، راه به جـــايي نمي برد. زيرا غير از دولت ها که به تعبير نظريه هاي روابط بين الملل، بازيگران رسمي عرصه سياست بين الملل هستند بازيگران غير رسمي اي - نهادها و سازمان هاي بين المللي غير دولتي- نيز وجود دارند که دولت مورد تحريم مي تواند با پيگيري روابط خود با آنها، در حدي هر چند محدود از پس تحريم برآيد و با تحمل رياضت اقتصادي گليم خود را از آب بيرون بکشد . از آن جا که اساساً ماهيت نظام سرمايه داري بر پايه سود بنا نهاده شده است ، مؤسسات غير دولتي، چه اقتصادي، چه نظامي و...براي کسب سود خود به تحريم و تحريم بازي کاري نداشته و فقط به جيب طرف خود نگاه مي کنند خواه تحريم کننده ، خواه تحريم شونده. در واقع راه هاي فرار از تحريم هيچ گاه براي کشور تحريم شونده مسدود نمي شود و هميشه راه هاي گريزي وجود دارد . واژه تحريم در جهان امروز ديگر معنا ندارد .
به عنوان مثال : در تحريم يک جانبه 25 اکتبر (سوم آبان) آمريکا عليه ايران، بيش از 40 بانک که اغلب آن ها در اروپا در اروپا قرار دارند از انجام مبادلات تجاري با ايران منع شده اند.اما در اين ميان بانک هاي کوچک، موسسات مالي اسلامي و بانک هاي آسيايي، جايگزين مؤسسات غربي شده اند. همچنين به گفته علي صدقي مدير عامل بانک ملي«در صورتي که آمريکا شرکاي تجاري خود را در کشورهايي که بانک ملي در آنها شعبه دارد تحت فشار قرار دهد احتمال قطع اعتبارات بانکي وجود دارد که با توجه به شرايط بازار جهاني خريدار و و فروشنده ايراني و خارجي از ساير راه ها براي انجام مبادلات اقتصادي خود استفاده خواهند کرد.» ( همشهري، 9/8/86)
3- در بحث تحريم بايد به دو مسئله توجه کرد : الف) ميزان توان و همراهي کشورهاي ديگر با کشور تحريم کننده ب) ماهيت انزواي کشور تحريم شونده. ناتواني ايالات متحده آمريکا در متقاعد کردن روسيه و چين براي اعمال تحريم هاي شديد عليه ايران در شوراي امنيت، شکست سختي بود که اين کشور را وادار کرد به صورت يک جانبه دست به تحريم هاي ناشيانه بزند.«در واقع اين تحريم ها نشان گر شکست در متوقف کردن پروژه صلح آميز هسته اي ايران است»(هاشمي شاهرودي،7/8/86).يعني آمريکا بيشتر به دنبال ايجاد جنگ رواني و جبران ناکامي هاي خود است، بدون اين که بتواند اعضاي شوراي 1- «ما و ملت هاي مظلوم دنيا مفتخريم که رسانه هاي گروهي و دستگاه هاي تبليغاتي جهاني، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنايت و خيانتي که ابر قدرت هاي جنايت کار دستور مي دهند متهم
مي کنند . کدام افتخار بالاتر و والاتر از اين که آمريکا با همه ادعاهايش...وآن همه دولت هاي سرسپرده اش و به دست داشتن ثروتهاي بي پايانِ ملت هاي مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه هاي گروهي در مقابل ملت غيور ايران و کشور حضرت بقيه الله ارواحنا لمقدمه فداء آن چنان وامانده و رسوا شده است که نمي داند به که متوسل شود و رو به هر کس مي کند جواب رد
مي شنوند و اين نيست جز به مددهاي غيبي حضرت باري تعالي جلت عظمته»
(وصيت نامه امام، مقدمه )
2- در عصر گسترش فزاينده ارتباطات متقابل ميان دولت ها و سازمانهاي غير دولتي به خصوص از لحاظ تجاري- اقتصادي، تجميع تمام دولت هاي دنيا براي تحريم اقتصادي يک کشور ، هر چند کوچک و ضعيف، راه به جـــايي نمي برد. زيرا غير از دولت ها که به تعبير نظريه هاي روابط بين الملل، بازيگران رسمي عرصه سياست بين الملل هستند بازيگران غير رسمي اي - نهادها و سازمان هاي بين المللي غير دولتي- نيز وجود دارند که دولت مورد تحريم مي تواند با پيگيري روابط خود با آنها، در حدي هر چند محدود از پس تحريم برآيد و با تحمل رياضت اقتصادي گليم خود را از آب بيرون بکشد . از آن جا که اساساً ماهيت نظام سرمايه داري بر پايه سود بنا نهاده شده است ، مؤسسات غير دولتي، چه اقتصادي، چه نظامي و...براي کسب سود خود به تحريم و تحريم بازي کاري نداشته و فقط به جيب طرف خود نگاه مي کنند خواه تحريم کننده ، خواه تحريم شونده. در واقع راه هاي فرار از تحريم هيچ گاه براي کشور تحريم شونده مسدود نمي شود و هميشه راه هاي گريزي وجود دارد . واژه تحريم در جهان امروز ديگر معنا ندارد .
به عنوان مثال : در تحريم يک جانبه 25 اکتبر (سوم آبان) آمريکا عليه ايران، بيش از 40 بانک که اغلب آن ها در اروپا در اروپا قرار دارند از انجام مبادلات تجاري با ايران منع شده اند.اما در اين ميان بانک هاي کوچک، موسسات مالي اسلامي و بانک هاي آسيايي، جايگزين مؤسسات غربي شده اند. همچنين به گفته علي صدقي مدير عامل بانک ملي«در صورتي که آمريکا شرکاي تجاري خود را در کشورهايي که بانک ملي در آنها شعبه دارد تحت فشار قرار دهد احتمال قطع اعتبارات بانکي وجود دارد که با توجه به شرايط بازار جهاني خريدار و و فروشنده ايراني و خارجي از ساير راه ها براي انجام مبادلات اقتصادي خود استفاده خواهند کرد.» ( همشهري، 9/8/86)
3- در بحث تحريم بايد به دو مسئله توجه کرد : الف) ميزان توان و همراهي کشورهاي ديگر با کشور تحريم کننده ب) ماهيت انزواي کشور تحريم شونده. ناتواني ايالات متحده آمريکا در متقاعد کردن روسيه و چين براي اعمال تحريم هاي شديد عليه ايران در شوراي امنيت، شکست سختي بود که اين کشور را وادار کرد به صورت يک جانبه دست به تحريم هاي ناشيانه بزند.«در واقع اين تحريم ها نشان گر شکست در متوقف کردن پروژه صلح آميز هسته اي ايران است»(هاشمي شاهرودي،7/8/86).يعني آمريکا بيشتر به دنبال ايجاد جنگ رواني و جبران ناکامي هاي خود است، بدون اين که بتواند اعضاي شوراي امنيت را متقاعد کند . از طرف ديگر ايران در طول سه دهه گذشته با گسترش مراودات سياسي-ديپلماتيک و اقتصادي خود و پيوند زدن منافعش با کشورهاي شرق و غرب، در وضعيتي است که حتي اگر تمام اروپا وآمريکا عليه آن موضع بگيرند راه شرق ، آمريکاي لاتين و آفريقا به رويش نيست.مثلا همين کشور چين « در طي سال جاري... به بزرگ ترين شريک تجاري ايران تبديل شده است»(کيهان،9/8/86)و به راحتي حاضر به تن در دادن به تحريم هاي آمريکانيست .
4- مطرح کردن سپاه پاسداران و وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح در ليست تحريم آمريکا، بيش از آن که جنبه اقتصادي و نظامي داشته باشد، مصداق جمله معروف انگليسي هاست که«تفرقه بينداز و حکومت کن.»که البته با توجه به انگلوساکسون بودن نژاد آمريکايي ها کاربرد اين راهبرد از طرف ايالات متحده آمريکا اصلا دور از ذهن نيست . آمريکا و ايادي فکري آن هر از گاهي با طرح مسايلي موهوم سعي دارند افکار جامعه را به سمتي سوق دهند که انزجار و تنفر مردم را نسبت به امري خاص برانگيزند .
زماني با طرح دموکراسي، حکومت ديني، ولايت فقيه و مهدويت را زير سؤال مي برند، زماني با طرح حقوق بشر، دولت را به ناکارآمدي و ديکتاتورمآبي متهم مي کنند، با مطرح کردن آزادي ، دين را مورد تهاجم قرار مي دهند ، با طرح مسئله هسته اي به دولت و دستگاه سياست خارجي انگ تروريزم، خشونت و شرارت مي زنند، با کمک به طراحان 18 تير، نيروي انتظامي را هدف قرار مي دهند و اينک با تحريم سپاه و وزارت دفاع سعي دارند حمايت و پشتيباني مردم را از اين دو سازمان از بين ببرند و با القاي اين فکر که، اگر سپاه و وزارت دفاع از فعاليت ها و برنامه هاي خود دست بردارند ايران به بهشت جاويدان تبديل خواهد شد و ديگر تحريمي نخواهد بود، به تضعيف اتحاد ملي بپردازد.و اين در حالي است که به گفته دکتر جلالي عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس« سپاه پاسداران در راستاي اهداف و وظايف خود تاکنون تمامي نيازهايش را تهيه کرده و تحريم هايي که از آغاز وجود داشته ، موجب شد اين نيرو همچون تمامي نيروهاي مسلح کشور با کمک وزارت دفاع نيازهاي خود را به شکل بومي سازي، تامين کند.»
(6/8/86 ،Basirat.ir )
5- مربوط ساختن تحريم سه بانک ملي، ملت و صادرات به خاطر ارائه خدمات براي برنامه هاي موشکي و صنايع هسته اي، کمک به طالبان و حزب الله، سازمان انرژي اتمي و شرکت انرژي نوين نيز پايه و اساس چنداني ندارد .
حميد برهاني مدير عامل بانک صادرات، اتهامات واحد کنترل خارجي خزانه داري آمريکا مبني بر انتقال وجوه به حزب الله لبنان را بي اساس و کذب خواند و گفت:« در راستاي شفاف سازي داخلي و بين المللي دستور پيگيري اين مسئله صادر شد و با وجود چندين مرحله بازرسي و حتي استفاده از مجرب ترين حساب رسان مستقل دنيا چنين اتهامي ثابت نشد.»(همشهري،9/8/86) بانک ملي نيز به دليل اين که بزرگ ترين بانک دولتي است و بيشترين سهام دولتي را دارد، براي تحت فشار قرار دادن دولت، به خاطر صرف نظر کردن از برنامه هاي هسته اي خود تحريم شده است. ولي طبق مطالب گفته شده راه هاي جايگزيني همواره وجود دارند .
6- «بدانيد که دائم که در احتياجات صنايع پيشرفته دست خود را پيش ديگران دراز کنيد و به دريوزگي عمر را بگذرانيد قدرت ابتکار و پيشرفت در اختراعات، در شما شکوفا نخواهد شد . و به خوبي و عينيت ديديد که در اين مدت کوتاه پس از تحريم اقتصادي همان ها که از ساختن هر چيز خود را مايوس مي نمودند، افکار خود را به کار بستند و بسياري از احتياجات ارتش و کارخانه ها را خود رفع نمودند . و اين جنگ و تحريم اقتصادي و اخراج کارشناسان خارجي ، تحفه ي الهي بود که ما از آن غافل بوديم.» ( وصيت نامه امام، بند ل )
گاو در پوستين انسان
*-گفت : دارندگي و برازندگي .
و او تمام مدت به اين فکر مي کرد که علي برازنده نبود ؟!!!
*استاد گفت : تا کسي فقير نباشد دزدي نمي کند . پس همه ي دزدها
فقيرند!گفت : ربطي ندارد ، پولدار دزد کم داريم ؟ اين حرص است که آدم را به دزدي مي کشاند ...
همه شروع کردند به ايش و فيش ! استاد گفت: ه ... پولدار کي مي رود براي 5 تومان (يک تومان استاد ، هزار تومان او بود .) دزدي کند ؟
-گفت : خب مي رود سراغ رشوه و ربا و ... !
جوابش را نداد . تازه با دوستانش هم کل افتاد ، همان حکايت هميشگي جمع بين " الفقرفخري " و " کادالفقر ان يکون کفرا " که شما مقتضيات زمان را نمي فهميد و چه اشکال دارد اگر کسي قرار است پولدار باشد ، مسلمانها باشند ؟ آنها هم که هر روز ميمون وار يک تيپ جديد مي زدند گفتند : چرا بگويند خوب ها بد تيپيند ؟! اگر قرار است کسي خوش تيپ باشد چرا ما نباشيم ؟ معلوم هم نبود کدام لوده اي به آنها گفته : خوشگل ، که حالا مي خواهند با تيپ و هيکل و قواره آبروي اسلام را هم بخرند !
خودش هم مانده بود که دارد حرف علي (ع) را زير لب زمزمه مي کند يا زير سيبيلي رد مي کند که : " از دنيا به قدر ضرورت برداريد ." و اينکه :" دنيا و آخرت چونان مغرب و مشرقند و کسي که ميان آن دو راه مي رود ، هر مقدار به يکي نزديک شود از ديگري دور مي شود . " 1
ياد قوت لايموت قديم به خير ( استراتژي مصرف از نظردين ) مي خوري که زندگي کني ، زندگي نمي کني که بخوري .
روزي را يادش آمد که شير را دير پخش کردند و مردم فرياد مي زدند که : يا خدا ! هلاک شديم ، امروز شير نخورديم و به زمين و زمان تف نثار مي کردند . تف به اين دولت پدرسوخته ، تف به اين مملکت ، تف به اين درختهاي خيابان ، تف به ايزوگام پشت بام و...
*بويي را که در راهروي دانشکده با خوردن ساندويچ راه انداخته بود(جلوي چشم شايد و يا حتما چهار تا گرسنه ) با يک جمله حل کرد که هوس کرده بودم ! همه توجيه شدند و کاملا منطقي و روشنفکرانه برخورد کردند ، فقط قرآن بود که داد مي زد : " و لا تتبع الهوي فيضلک عن سبيل الله ، از هواي نفست پيروي نکن که تو را از راه خدا باز مي دارد ." 2
راست هم مي گويند وقتي تفريحت اين باشد که قدم زنان و با متانت تمام جگوار ودلستر بزني به بدن و تمام در و ديوار شهرت براي شکم هاي محترم و محترمه ، انواع خوراکي را تبليغ کند ، حق داري مثل بز اخفش از کنار حديث امام صادق (ع) رد شوي که "1- مبادا چيزي را بخوري که بدان اشتها نداري که اين کار حماقت و ابلهي را به همراه دارد . 2- غذا مخور مگر آنگاه که گرسنه شوي . 3- چون خواستي که بخوري با نام خدا و از حلال بخور و ياد آورسخن رسول خدا باش که فرمودند :" آدمي ظرفي را بدتر از شکمش پر نکرده است . " پس اگر ناچار به خوردن شدي يک سوم شکم را براي طعام ، يک سوم براي آب و يک سوم ديگر را براي تنفس قرار بده . " 3
بدبين نشويد ، باور کنيد کارگردانهاي ما منظوري ندارند که هي توي فيلم هايشان مي گويند : تا خرخره خورده ام ... اساتيد ما هم اصلا قصد ندارند که شکم سير غرب را بر سر ما بزنند ، آنها فقط مي خواهند بگويند که از نمادهاي توسعه اين است که مثل گاو بخوري ، بعد بروي بالا بياوري تا دوباره بخوري يعني به جاي يک وعده چند وعده بخوري . کاري که خيلي ها در رستورانهاي فرانسه مي کنند ، همين فرانسه که از کشورهاي مامان توسعه يافته است .
در ثاني تحقيقات جديد در علوم پزشکي خاطرنشان مي کند که خيالتان راحت باشد هرچقدر و هر چه مي خواهيد بخوريد (همان گاو در پوستين انسان )به عبارتي براي شکمتان کم نگذاريد ، آنقدر بخوريد که شکمتان از پشت هم بزند بيرون . نگذاريد دل نازک هواي نفستان به خاطر نخوردن دو تکه بيشتر شنسل مرغ ناراحت شود و ترک بردارد . اسلام چه از احساس مي فهمد .
*بله ما هيچ نمي فهميم . اصلا خيلي اشتباه کرده آنکه به شما گفته از علي (ع) کمتر مي فهميد، که فرمود : "اگر به دارايي هاي ديگران نگاه کنيد حزنتان زياد مي شود . " هزار و چهارصد سال کافي است براي اينکه شبانه روز آمار رستورانها با نماي کاخ قارون ، ويترينهاي پوست تمساح ، نمايشگاه هاي اتومبيل بنز و تويوتا و ... روز و شب افزون شود .
ضمنا طبق روان شناسيتان مي پرسيد که چرا پيامبر " متواصل الاحزان " (دايم الحزن ) بود ؟ و متقين چه مشکل رواني اي دارند که علي (ع) در وصفشان مي گويند :" نفس هايشان در بلا همانگونه است که در خوشي . " و يا حتما قرآن از شخصيتي آنرمال حرف مي زند آنجا که مي گويد : "برآنچه از دست مي دهيد ناراحت نشويد و برآنچه به دست مي آوريد خوشحال نشويد ."4 حتما وقتي هم در تعارض بين اميد به زندگي و اينکه مومن بايد روزي هفتاد بار ياد مرگ کند گير مي افتيد ، اول شکتان به حرف علي (ع) مي رود ! کجاي اسلام سفارش شده است که حواستان باشد جوري زندگي کنيد که مدام سنتان بالا برود تا توسعه يافته تلقي شويد . توسعه اي که ميخواهد تو براي زندگي در اين دنيا سنت بالا برود ، مي تواند مانع مرگ تو بشود ؟ به تعبيرحضرت امير " چگونه از چيزي که غافل از شما نيست غفلت مي ورزيد ." 5 و حتي " گريختن از مرگ همان شتافتن به سوي آن است ." 6 نگذاريد توسعه با اين مفاهيم از شما سواري بگيرد . ما اگر هم قرار باشد به چيزي اميد داشته باشيم آن خداست نه زندگي . اصلا سرمايه مان اميد است . " راس ماله الرجاء " و راستي سلاحمان هم گريه است " و سلاحه البکاء"7 به روان شناسيتان برخورد ؟ ...
*شما به بزرگواري خودتان ببخشيد ، بله شما درست مي فرماييد ، من باهاش صحبت مي کنم .
_ببينم تو چه مرگت شده ؟ باور کن من هم مثل خودت هستم ولي زمانه فرق کرده ، الان وقت اين حرف ها نيست ، چرا درک نمي کني ؟ ببينم اصلا نکنه اشتباهي به جاي ساعت قبله نما پشت دستت بسته اي ؟
1حکمت 103 نهج البلاغه
2 سوره ص آيه 26
3 حديث عنوان بصري
4 سوره حديد آيه 23
5 خطبه 188 نهج البلاغه
6 خطبه 149 نهج البلاغه
افول عقل، ظهورHENISM
يه مرغ دارم روزي 5 تا تخم ميذاره، چرا 5 تا ؟ پس چند تا ؟ 7 تا . چرا 7 تا ؟ پس چند تا؟ 5 تا. چرا 5 تا؟ پس چند تا؟ 7 تا...
فلسفه اين تئوري بازي در اين است که شما چون دوست داريد مرغ 7 تا تخم بگذارد اصلا بعيد نيست که پس فردا از مرغ انتظار داشته باشيد بزغاله تخم کند. کارکرد اين تئوري را به خوبي مي توان در تحليل هاي نشريات دانشجويي زردي چون ... مشاهده کرد. مثلا نشريه مرحومه «خ» چون « دلش» مي خواهد جامعه طبقه طبقه باشد، به هيچ صراطي مستقيم نمي شود فقط چون« دوست دارد» در نتيجه:« او دوست دارد، پس هست ».
« حقيقت» اين وسط ،مثل تئوري بازي «کلاغ پر» پر مي زند! مي رود براي خودش خاله بازي مي کند .
يا نشريه «ب» براي اينکه فلان سياست دولت احمدي نژاد را قبول ندارد به حرف هاي سارکوزي و رايس وتهديدهاي آمريکااستناد مي کند ، غافل از اين که آنها هم خودشان هم حرف هايشان و هم آنچه که منشا حرف هاي آن هاست ، همه در هوا معلقند واين نشريه روي بلوف هاي امثال سارکوزي و رايس حساب باز مي کند و با اين مقدمات براي خودش نتيجه گيري هم مي کند. يعني براي اثبات « نه» خودش آنقدر حرف نا مربوط از هر ننه قمري مي زند که آدم ياد جوک « خيار و شاعر» مي افتد. به شاعري مي گويند با «خيار» يک شعر بگو.طرف با کمال اعتماد به نفس شروع مي کند: خيار: صد دانه ياقوت، دسته به دسته/ با نظم و ترتيب يک جا نشسته ...
يا براي اين که ثابت کند فلان حجه الاسلام اشتباه مي کند که مي خواهد علوم سياسي را وارد حوزه کند، با طرح« دلخواسته» هاي وبر، داد بر مي آورد که آقاي حجه الاسلام چرا توجه نمي کني که وبر دلش چه مي خواهد( و خواسته دل من هم، همان خواسته دل وبر است.) همچنين نشريه« ق» نه مکتوبات وبر را و نه بلوف هاي سارکوزي را که اين بار« وحي منزل» را آن طور که خودش مي خواهد ترجمه و تفسير مي کند. از تهديدات آمريکا و اين که مبادا سناي آمريکا سپاه پاسداران را تروريست بخواند بر خود مي لرزد ولي از آنکه قرآن را به مطلوب خودش يا به مطلوب ديگري مصادره کند نمي ترسد.
سطح تحليل در نشريات دانشجويي آن چنان پايين است که هر اهل فکري را به درد مي آورد.
دردناکي قضيه آنجاست که اکثر قريب به اتفاق چنين نشرياتي، خوانندگان زيادي نيز دارد که تحليل هاي مرغي (هنيزم) را باب محافل دانشجويي مي کنند وبه محيط جوگير پروران دانشگاه نمک مي پاشند.عدم آگاهي کافي نويسند گان چنين نشرياتي فضا را براي گسترش مرغ گرايي و عامي شدن تحليل هاي سياسي،اجتماعي ،فرهنگي و... باز مي کند وبه هرکس هرچند ناتوان، جرات گرفتن امتياز نشريه وهزينه بيت المال را براي چاپ حرف هاي « صد تا يه غاز» مي دهد.
و معني اين کار همان است که گفته شد: اصلا بعيد نيست که عده اي چون « دوست دارند» مرغ، بزغاله تخم کند اين حرف را علم کنند بدون اينکه هيچ دليلي داشته باشند چون « دلشان مي خواهد».